الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
366
إحياء علوم الدين ( فارسى )
آن تقريب است ، و آن ممكن نشود مگر به تقسيمى كه محيط باشد به احوال محتاجان . پس گوييم : پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : لا حقّ لابن آدم الاّ في ثلاث : طعام يقيم صلبه ، و ثوب يوارى عورته ، و بيت يكنّه ، فما زاد فهو حساب . « 74 » پس بايد كه اين حد را در حاجتها اصل سازيم براى بيان أجناس آنها ، و نظر در جنسها و قدرها و وقتها باشد . اما جنسها اين سه است ، و آن چه در معنى آن باشد بدان پيوسته شود ، تا كراى مركوب مسافر چون پياده رفتن نتواند بدان لاحق شود . و همچنين آن چه مثل آن باشد از مهمات خود و فرزند و عيال و هر كه در كفالت او بود بدان پيوندد . و اما قدرها [ 276 ] در جامه ، آن چه لايق اهل دين باشد رعايت كرده شود ، و آن يك جامه باشد : پيراهنى و دستارى و شلوارى و پاى افزارى ، و اما به دوم از هر جنسى از اينها حاجت نيست . و متاع خانه را بدين قياس بايد كرد . و نبايد كه باريكى « 75 » جامه طلبيده شود ، و [ آن كه اوانى ] از مس و روى باشد در چيزى كه سفال بس كند ، چه بدان حاجت نيست . آن گاه از عدد بر يكى اقتصار نمايد ، و از نوع بر كمينهء آن ، ما دام كه در غايت دورى نباشد از عادت . و اما طعام قدر آن در روزى مدّى است - و آن چهار دانگ منى باشد - و آن چيزى است كه شرع مقدر كرده است . و نوع او هر چه از آن قوت سازند ، اگرچه جو باشد . و نانخورش بدوام زيادتى است ، و قطع آن به كليت ضرر است ، پس در طلب آن در بعضى حالتها رخصت است . و اما مسكن كمترش آن است كه بسنده باشد از روى مقدار بى آرايش . و اما خواستن براى آرايش و توسع ، آن خواستى باشد با حال توانگرى . و اما به اضافت وقتها آن چه در آن حال محتاج باشد ، از طعام شبانه روزى ، و جامهاى كه درپوشد ، و جايى كه وى را حجاب كند ، در آن شك نيست . و اما خواستن او را براى مستقبل سه درجه است : يكى آن كه فردا بدان محتاج شود . دوم آن كه پس از هر چهل روز يا پنجاه روز بدان محتاج شود . سوم آن كه در سالى بدان محتاج شود . و قطع بايد كرد كه هر كه چندانى دارد كه او را و عيال او را ، اگر عيالدار باشد ، سالى بس كند ، خواستن او حرام باشد ، چه آن نهايت توانگرى است . و تقدير به پنجاه درم كه در حديث است بر آن محمول است . چه پنج دينار در سالى منفرد را بس كند ، چون ميانه رود . اما معيل را بسيار باشد كه بس نكند . و اگر پيش از سالى بدان محتاج شود :
--> ( 74 ) ص 357 . ( 75 ) باريكى ، نازكى ، لطافت .